قسمت شش: مسیح و میلان



  • این بار با مسیح همراه شدم که الان داره در ایتالیا تو مقطع فوق لیسانس درس میخونه. مسیح در رشته مهندسی کامپیوتر تحصیل میکنه الان مشغول گذروندن سال دومش تو دانشگاه میلان ایتالیاست.

    نظرات خودتون راجع به این قسمت رو می‌تونید در اینجا مطرح کنید.



  • در دورانی دور عزیزی که متاسفانه فراموش کرده‌ام چطور با من تماس گرفته بود این متن رو پیرو این قسمت فرستاده بود. به نظرم نوشته خوبی بود، برای همین نگهش داشتم و الان با شما به اشتراک میذارمش.


    نوع نگاه من به رادیو دال

    مهاجرت و تحصیل خارج از کشور برای افرادی که توی رشته‌های علوم‌پزشکی هستن به آسونی رشته‌های دیگه نیست. با این حال این چیزی از ارزش رادیو برای من کم نکرد، گرچه سبب شد من با دیدگاه متفاوتی رادیو رو دنبال کنم.

    آشنایی با دلایل مهاجرت دوستانی که رفتن از ایران و انگیزه‌هاشون، نحوه وفق دادن خودشون با شرایط و مسائل جدید در کنار موارد ریز و درشتی که لابلای بحثتای آرش با هرکدوم از دوستان پیش میاد چیزایی هست که وابسته به رشته تحصیلی نیست. مفهومی مثل "چرا تحصیل می‌کنیم" پرسشی هست که برای همه ممکنه شکل بگیره. همه ما نیازمند "تطابق یافتن" هستیم؛ حالا گرچه ابعاد تطابق توی یک کشور با یک شهر توی کشور خودمون ممکنه متفاوت باشه، اما صحبت‌های رادیو دال میتونه جرقه‌ای باشه برای فکر کردن به مسائلی که در حالت کلی ممکنه کاملا فراموشش کنیم.

    در کنار همه این‌ها رادیو دال منبع خوبی برای شناخت عمومی دیگر کشورها، مردم‌شون‌ه و به طور اختصاصی برای من منجر به سیر و سفر توی مسائلی میشه که شاید کاملا دور از مهاجرت باشه، اما دور از جامعه و زندگی نیست.


    بگذریم از این قضیه. یه چیز جانبی لهجه شیرازی مسیح بود. ما شیرازیا کلن لهجه باحالی داریم. یه بخشی از جذابیت این قسمت طرز صحبت مسیح بود و هرجایی شیرازی میومد یه لبخند کش‌دار پهن می‌شد روی لبای من.

    دومین مسئله جانبی که توجه من رو به خودش جلب کرد، بحث سلامت افراد توی ایتالیا و ورزش کردن‌شون بود. کنجکاو شدم و یه سرچ کوچیک کردم چون نهادینه شدن یه عادت و فرهنگ‌سازی در جهت سلامت جامعه برام جالب می‌اومد. مردم ایتالیا ابعاد سلامت‌شون از وضعیت خوبی برخورداره، به سالم بودن معروف هستن و این مسئله ریشه تاریخی داره. برای مثال چیزی که این پایین می‌بینید کارت بیمه اجتماعی مربوط به سال 1921 و در راستای حمایت از کارگران در صورت مصدومیت‌شون بود.

    c5b764e4-7406-46c0-b24b-f2962b21120d-image.png

    اما نکات مهم و قابل توجهی که شاید لازمه بیشتر بهشون پرداخته بشه به نظرم دو مورد بودن:
    یکی مسئله پیش زمینه‌ای که ما در آغاز داشتیم هست. در واقع آینده ما وابسته به نقطه شروع ماست و تلاش ما تنها عامل موفقیت نیست. اینکه زندگی ما از کجا شروع شده خیلی مهمه و عبارت‌هایی مثل "هرکی تلاش کنه حتما موفق میشه" تا حدی مهمل هستن. جادی توی فریب هرکی تلاش کنه موفق میشه رو نخورین به توضیح بیشتری پرداخته که میتونین بیشتر و بهتر راجع بهش بخونین.

    دومی نوع نگاه مسیح بود که به نظرم جالب اومد و خواستم بهش پرداخته بشه. "وقتی نمیتونی شرایط رو تغییر بدی چیکار میکنی؟"
    این چیزی بود که حواس من رو بیشتر به پادکست جمع کرد. همیشه شرایط بر وفق مراد ما آدم‌ها نیست و اینکه نوعی از انعطاف در انسان باشه که کمکش کنه با شرایط کنار بیاد و به جای اینکه تلاش بیهوده‌ای کنه تا چیزی که از دست رفته رو حفظ کنه، سعی کنه با امکانات موجود چیزی که میخواد رو بسازه خیلی مهمه.
    دنیا ناپایداره و تلاش برای پایدار نگه‌داشتن برخی چیزها آدم رو وارد چرخه‌ای میکنه که رنج مضاعف با خودش میاره. مثبت‌نگر بودن مسیح و شیوه‌ای که در برخورد با شرایطش داشت به نظرم جالب اومد و سعی کردم تا با بیشتر گفتن ازش نذارم لابلای صحبت‌ها گم بشه.

    ما می‌تونیم انتخاب کنیم که در نبود شرایط مطلوب‌مون فقط عجز و ناله سر بدیم و مویه کنیم، یا اینکه می‌تونیم برای بهبود شرایط کنونی‌مون بجنگیم.


وارد شوید تا پست بفرستید